سالهای ویدیو : فیلم ترسناک
ده دوازده سالم بود . ویدیو که تازه پسوند متمایز کننده
"فیلم بزرگ" به خودش گرفته بود والبته کماکان قاچاق
محسوب میشد تنها دلیل تحمل شبهای تنهایی خانه در
غیاب خانواده بود .
یک شب از "فیلمی محل " ((در آن سالهای قبح مکانی به
نام ویدئو کلوپ کسی که فیلم کرایه میداد را " فیلمی محل "
میگفتند ـ مترجم ))
فیلمی گرفتم و بالای کمد جالباسی که ویدیو مثل گنجی برای
من و سری بریده و مایه سرافکندگی برای خانواده درونش
مخفی شده بود گذاشتم و ...
اواخر شب ناگهان یاد فیلم اجاره ای افتادم . زودی بساط ویدیو
رو ردیف کردم و فیلمُ که اسمش " جن گیر " بود چپوندم داخلش.
لحاف و بالشت رو هم مقابل تی وی ولو کردم و بعد از خاموش
کردن چراغ مشغول تماشا شدم .
از بازگویی اونچه که اون شب بر من گذشت میگذرم اما همینقدر بدونید فیلم که تموم شد جرات نمیکردم
سرمُ از زیرلحاف بیارم بیرون ..
حالا بماند که تا مدتها ترک حموم کردم و علیرغم فحش و کتک خوردن دست از مستراح رفتن به شیوه
سرپایی و اُپن و در حال سخنرانی بر نمیداشتم . به هر حال ..
تجربه دیدن "جن گیر" که همین اخیرن به عنوان ترسناکترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد باعث شد
که بعدها هرگز هیچ فیلمی نتونه باعث ترس و وحشت من که غالب اوقات در خلوت فیلم میبینم بشه .
اما اخیرن فیلمی به نام "اتاق 1408 " که بر اساس یکی از نگارشات پادشاه ترس ،
جناب "استفن کینگ" ساخته شده بدون چشم و چال در آوردن و سر بریدن و خون و خونریزی
نه مثل جن گیر اما به حد کفایت مایه ترس شد .
به همه مازوخیست های عزیز که دلتنگ کمی ترسیدنند توصیه می شه تا این فیلم را ببینند .
تنهایی البته.
سالهای ویدیو : فیلم عشقی
اون سالهای خیلی سال قبل ، همین که شب جمعه میشد و ایلی یهویی خراب می شدیم سر یکی
از فامیل پت و پهن خودمون معمول صحبتهای بعد از شام بعد از فریضه سیاسی عبادی غیبت کردن
یاد و نوستالوژیای خاطرات و افسوس سالهای هنوز نه چندان دور قبل از انقلاب خانواده و خوش
گذرونیهای آنچنانی شون بود که از اهم اونها کاباره و سینما رفتن های اونها بود .
با توجه به ممنوعیت قلیون مبحث کاباره رو درز میگیرم و میپردازم به بحث همیشه شیرین و
جاودانه سینما .
سینما رفتن فامیل ما از دید ریش سپیدان و گیس سپیدان فامیل به دو بخش حلال و حرام
تفکیک میشد.
اماسینمای حلال و حرام (( با توجه به اینکه آن جمع اکثریت قریب به اتفاق عشقولانه های
فردینی ـ فروزانی به هم داشته بودند(ایضن ننه بابای خودم ) آن تعداد ازسینماهایی را که در
زمان تجرد به همراهی رفته بودندسینمای حرام و ما بعد آن را سینمای حلال گویند ـ مترجم ))
و
از نمونه های به کرات دیده شده هم به حلال و هم
به حرام در فامیل پت و پهن البته فیلمی هندی بود به
نام "سنگام "که من یکی از بس اسم این فیلم رو جلوم
برده بودند دیگه داشتم دق مرگ میشدم تا سر آخر به
کمک یک دستگاه طوسی رنگ عجیب و غریب که اون
روزها یادمه اسمش وی دو ئو یا ویتیو یا همچین چیزی بود
موفق به دیدن این ملودرام اشک آور و دستمال کاغذی
حروم کن شدم و البته که به هزار دلیل لذت بردم .
حالا و بعد از این همه سالیان دور و دراز و زمانی که
تقریبن چیز زیادی از اون فامیل پت و پهن باقی نمونده و
خیلی هاشون مثل آرتیست های محبوبشون رفتن سینه
خاک خوابیدن یک عدد فیلم ملودرام ژرمنی سبب شد تا
یاد اون مردم و اون فیلم قدیمی بیفتم و ..
" ترانه ای برای عشق و مرگ "با عنوان مکمل
" یکشنبه غمگین " محصول 1999 آلمان نه اینکه
شباهتی با " سنگام " داشته باشه اما ملودرامی
هست بر پایه یک مثلث عشقی که با شروع جنگ
دوم جهانی تبدیل به مربع میشه و ...
اگه دوست دارید بقیه اشکال هندسی ـ عشقی فیلم
رو که واقعن خوش ساخت و دیدنی هست رو پیدا کنید
میتونید برید ببینیدش ..
البته اگه پیداش کنید . میگن فیلم کم یابیه .. میگن !