|
|
ایران دهه هشتاد _ اسپانیای قرن هیجده چند سال پیش از این در جمعی که من غریبش بودم ، کهنسال مردی که مال و اموالش به مصادره
عقایدش رفته بود گاری کهنه خاطره می راند که : سالهای دهه بیست {یا سی} شمسی و در آغاز احداث خط راه آهن ایران من از مهندسین مستخدم دولت بودم . روزی مصادر عظمی دعوتمان کردند به شنیدن سخنرانی مهندسی عالِم و عالم دیده به نام " پرفسور محمودحسابی " که به تازگی از فرنگ بازگشته بود . سخنرانی مبسوطی کرد در باب پیشرفت علم در غرب اما در میان سخنانش یک نکته بود که تا به امروز از یاد نبرده ام . پرفسور حسابی گفت : ای جوانان ، من از عقب مانده ترین بلاد اروپا یعنی اسپانیا می آیم . به شما هشدار می دهم که اگر در ایران ، جنگ و قحطی و خشکسالی بوجود نیاید و دست دزدها و چپاولگران از سرمایه های کشور کوتاه بماند و تمامی خلق ایران به تاخت در راه سعادت و تمدن بکوشیم بر اساس پیش بینی من ایران در حدود سالهای 1380 با اسپانیای همان سال می تواند برابری کند در خیلی از جهات .. گفتنش شوقی ندارد که آن پیر چه آه می کشید از یادآوری آن حرفها و دیدن ایران امروز که خوب .. من خودم هم نفهمیدم این فیلم کجایش برای ایرانی امروز مهم بود ؟ ... بگذارید این هم بماند ... "لینک"نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 2:17  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
زنگها برای او به صدا در می آیند ...
ارنست همینگوی در نامه ای به دوستش پس از بردن جایزه "نوبل ادبیات" در 1954 :
"لینک"نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 2:15  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
اسم شب اسم شب
بوسه بر رخ مهتاب (( قسمت بیست و چهارم ))
ادامه مطلب "لینک"نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 1:14  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
کاسه صبر . . . کاسه هم اگه بود ... کاسه سفالی های سبز و سرخ و آبی قدیم ... با اون گُل و بُته و کوه و
دلبرهایی که می رقصیدن واسه عاشقاشون ... که وقت خوردن آب دوغ خیار .. یا حتی اشکنه .. اونقدر حواست رو پرت می کردن پی رنگ و نقش و تازگی و داستان همیشه ناتمومشون .. که یادت می رفت اونی که خوردی نمکش کم بود یا زیاد ... که نمی فهمیدی نون فرق برشته و بیاتش کجاشه ... اصلن از یادت می بردن سرد خوردی یا گرم .. مهم .. خود کاسه بود ... می فهمی ؟... من دارم از خود کاسه برات میگم .. حواست با منه ؟؟ صبرم اگه بود ... صبر پدر بزرگ ... که اول چل چلگی ، خود ِ خوش تک و تنها تن ِ بی جون بی بی جون رو بغل کرد از کرمونشاه پونصد کیلومتر برد و برد غُسل داد و کفن کرد و بی حتی یه قطره اشک زیر پای شازده ابراهیم خاکش کرد و شصت سال بعدی رو چشم به راه ملک الموت نشست تا وقتی که ما چهل تا نوه از هشت تا پسر و دو تا دختراش بغلش کردیم و از کرمونشاه پونصد کیلومتر بردیم و بردیم غسلش دادیم و کفنش کردیم و با یه خروار پیرهن مشگی گِل گرفته زیر پای شازده ابراهیم کنار خدابیامرز بی بی جون خاکش کردیم ... فکرشو بکن .. شصت سال به هیچ کی نگفت تنهام ... به هیچکی .. باورت میشه ؟ .. من دارم از صبر اون خدابیامرز برات میگم .. حواست کجاست ؟؟ "لینک"نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:27  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
زایش سبز حقیقت زایش سبز حقیقت بوسه بر رُخ مهتاب ـ تو حسینی ؟ ادامه مطلب "لینک"نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 1:44  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
she so beautiful مدار بی درجه سرگرد فتاحی ، زینت الملوک . سعیده ، تقی .... نه گوزت را خواستیم نه فاتحه ات
"لینک"نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 1:10  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
پاپاراتزی های خوش رقص بخوانند . معمای تلخ گاسپار هاوزر
یکروز اواخر سده نوزدهم در وسط میدان مرکزی شهر نورنبرگ فردی که ظاهری عقب مانده دارد در حالی توسط اهالی یافته می شود که نه خود ونه هیچکس دیگری از پیشینه او اطلاعی ندارد. درنامه ای که در دست او نهاده شده نوشته اند که نام او "گاسپار هاوزر " است . از آسمانها آمده و بدانجا بازخواهد گش در جدلی که میان اهالی شهر بر سر این مسئله که آیا گاسپار بطور جد یک عقب مانده ذهنی است یا نه روانشناسی که مدعی عقب مانده بودن اوست معمایی را بدین شرح طرح مینماید تا میزان هوش او را بیازماید : فرض میکنیم که ما بر سر یک دوراهی ایستاده ایم که یک راهش به دهکده دروغگویان و راه دیگرش به دهکده راستگویان ختم میشود. فردی را بر سر این دو راهی میبینیم و نمیدانیم او اهل کدام دهکده است . چگونه با یک سوال میتوان فهمید که او اهل کدام دهکده است ؟ ! گاسپار پاسخ می دهد : بسیار ساده است . از او می پرسیم آیا شما یک غورباقه سبز هستید یا خیر ؟! فیلم ـ معمای گاسپار هاوزر ـ به کارگردانی فیلمساز شهیر آلمانی " ورنر هرتسوگ " بر اساس این ماجرای بسیار عجیب ، غیر قابل توضیح و غم انگیز ساخته شده . ![]() چالش جدید رشید پور حلقه مفقوده در حلقه سبز در اولین قسمت از سریال " حلقه سبز " به کارگردانی "لینک"نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:47  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
چو عضوی به درد آورد روزگار چو عضوی به درد آورد روزگار در خبرها بود که طرح { رحم ( زهدان ) اجاره ای } در مجلس تصویب شد . فی المثل اگر جماعت قزوین نشان هوس اجاره عضو مطلوب مورد نظر به سرشون زد تکلیف چیه ؟! 1 ـ هرگاه مستاجر از تخلیه و تحویل مورد اجاره خودداری نماید موجر میتواند با مراجعه به مراجع "لینک"نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 2:29  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
اندر احوالات مصائب یک اول شخص مفرد اندر احوالات مصائب یک اول شخص مفرد "لینک"نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 0:43  توسط امیدصیادی ( امیدوار ) |
|
|